اگر اينطور نمىبود جاى استدلال بآيات و اخبار نبوده و اين قبيل احتجاجات و اقامه براهين مىبايد متوسّل شدن به امرى كه اجنبى است محسوب گردد و حال آنكه اينطور نيست .
قوله : لم يزالوا يحتجّون : يعنى پيوسته استدلال مىكردند .
قوله : و ذلك اجماع منهم : مشار اليه « ذلك » استدلال مذكور بوده و ضمير در « منهم » به علماء راجع است .
قوله : على العموم : يعنى عموم صيغ خطابات شفاهى نسبت به معدومين .
متن :
و الجواب امّا عن الوجه الاوّل :
فبالمنع من انّه لا تبليغ الّا بهذه العمومات الّتى هى خطاب المشافهة ، اذ التّبليغ لا يتعيّن فيه المشافهة ، بل يكفى حصوله للبعض شفاها و للباقين بنصب الدّلائل و الامارات على انّ حكمهم حكم الّذين شافههم الرّسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
ترجمه :
جواب مرحوم مصنّف از استدلال قائلين به شمول
امّا جواب از دليل اوّل ايشان :
قبول نداريم كه تبليغ صرفا به اين قبيل عمومات يعنى خطابات مشافهى صورت گيرد ، زيرا در تبليغ متعيّن نيست كه حتما بنحو شفاهى واقع شود بلكه همينكه نسبت به بعضى بطور شفاهى و براى ديگران به واسطه نصب دلائل و امارات بر اينكه حكم ايشان با مشافهين متّحد است انجام گيرد