تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
كفايت مىكند . تفصيل مستدلّ در اثناء استدلالش متمسّك به مغالطه شد و اظهار نمود كه : تبليغ صرفا به واسطه خطابات شفاهى صورت مىگيرد و بديهى است وقتى اين‌گونه خطابات شامل معدومين نشد قهرا نسبت به ايشان تبليغ صورت نگرفته و بالمآل حضرت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى ايشان رسول نمىباشد . ولى همان‌طورىكه اشاره شد در اين استدلال مغالطه به كار رفته ، زيرا قبول نداريم كه تبليغ صرفا به واسطه خطابات شفاهى باشد بلكه نسبت بموجودين با اين‌ها و در حقّ معدومين كه خطاب شفاهى غير ممكنست به اين نحو مىباشد كه قرائن و ادلّه‌اى حضرت نصب فرموده‌اند كه مفادّ آن‌ها اينست كه معدومين از نظر حكم همچون مشافهين بوده و همان احكام لازم در حقّ موجودين درباره ايشان نيز جارى است و تبليغ به اين معناى واسعش قطعا تحقّق پيدا كرده و در نتيجه حضرتش قطعا نسبت بمعدومين رسول بوده همان‌طورىكه براى موجودين چنين بوده‌اند . قوله : من انّه لا تبليغ الّا بهذه العمومات : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » است . قوله : الّتى هى خطاب المشافهة : ضمير « هى » به « الّتى » كه صفت براى « هذه العمومات » است راجع مىباشد . قوله : اذ التّبليغ لا يتعيّن فيه المشافهة : ضمير در « فيه » به تبليغ راجع است . قوله : بل يكفى حصوله : يعنى حصول تبليغ . قوله : على انّ حكمهم حكم الّذين : ضمير در « حكمهم » به معدومين
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 748 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى