كه بعدا پا به عرصه وجود مىنهند الى يوم القيامه رسول بوده و جملگى مكلّفند از شريعت ايشان تبعيّت كنند .
و اين امر از نظر همگان ثابت و قطعى است .
حال اگر صيغ خطابات شفاهى شامل كسانى كه در عصر حضرتش وجود نداشتند نشود لازم مىآيد كه رسالت ايشان نسبت به آنها ثابت نباشد و حال آنكه چنين نيست و همانطورىكه گفتيم مرسل بودن ايشان نسبت به همگان جاى شبهه و ترديد نيست .
شرح ملازمه
و امّا ملازمه بين عدم شمول و انتفاء رسالت بخاطر اينست كه :
زمانى عنوان رسول در حقّ حضرتش نسبت به كسى صادق است كه حقتعالى وى را مخاطب قرار داده و به ايشان بفرمايد :
احكام من را به فلانى برسان و شريعت خويش را بوى تبليغ بنما .
و چون تبليغ شريعت و رساندن احكام صرفا بخطابات شفاهى و اين عمومات صورت مىگيرد و نسبت بمعدومين فرض شد كه خطابات شفاهى صحيح نيست لا جرم لازمه آن اينست كه رسالت نيز نسبت بمعدومين منتفى باشد درحالىكه گفتيم اجماع و اتّفاق است بر ثبوت آن پس الزاما صيغ خطابات شفاهى بايد شامل ايشان نيز بشود .
قوله : احدهما انّه لو لم يكن الرّسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : مخاطبا به : كلمه « مخاطبا » به صيغه اسم فاعل بوده و ضمير در « به » به خطاب شفاهى راجع است .
قوله : لمن بعده : يعنى بعد الرّسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
قوله : لم يكن مرسلا اليه : ضمير در « لم يكن » به رسول اكرم صلّى اللّه
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 745
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٤٥