عدد دو و بالاتر از آن جماعت و تعدّد برآن صادق است .
ولى همانطورىكه اشاره شد اين معنا مورد بحث ما نيست و آنچه فعلا در آن صحبت و نزاع داريم آنست كه مدلول صيغه جمع چيست آيا اقلّ آن عدد دو بوده يا بيشتر از آن مىباشد و پرواضح است كه عبارت يادشده هيچ ارتباطى با مورد بحث نداشته نه مثبت آن بوده و نه نفى آن را مىنمايد .
و حاصل كلام آنكه :
نبايد معناى لفظ ج ، م ، ع را با مدلول صيغه جمع اشتباه و خلط نمود همانطورىكه لفظ ا م ر معنايش با مدلول صيغه امر متفاوت بوده و نبايد آن دو را باهم اشتباه كرد فلذا اگر « ا م ر » بر معنائى دلالت نمود صحيح نيست همان را مدلول صيغه امر قرار داد .
قوله : على ثبوت الحجب : كلمه « حجب » بفتح حاء و سكون جيم يعنى منع .
قوله : لا على استفادته من الآية : ضمير در « استفادته » به حجب عود مىكند .
قوله : فلا دلالة فيه : يعنى در اجماع .
قوله : من ارادتهما فقط : ضمير تثنيه در « ارادتهما » به موسى و هارون عليهما السّلام راجع است .
قوله : بل فرعون مراد معهما : يعنى مع موسى و هارون .
قوله : سلّمنا : يعنى بفرض تسليم كرديم كه مقصود از ضمير در « معكم » تنها موسى و هارون باشند .
قوله : حيث لا يعارضه : ضمير منصوبى در « يعارضه » به استعمال راجع است .
قوله : و قد دلّلنا على كونه مجازا : ضمير در « كونه » به جمع راجع است .
قوله : انّه ليس من محلّ النّزاع : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » است .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 739
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٣٩