و نصب قرينه است و چون نصب نكرده پس قلّت مراد مىباشد .
جواب دوّم
جواب دوّم اينست كه :
قبول نداريم قرينه بر اراده اقلّ وجود نداشته باشد چه آنكه اقلّ چون قطعى الدّخول در مدلول جمع است لا جرم همين امر قرينه بر اراده آن مىباشد .
سپس در اين جواب تأمّل فرموده و مىفرمايد : فيه نظر .
و وجه نظر اينست كه :
قطعى الدّخول بودن و يقين داشتن به اينكه مراد است دلالت نمىكند بر اينكه لفظ در قبال خصوص آن وضع شده باشد .
و به بيان ديگر :
اگرچه اقلّ افراد مقطوع الإرادة مىباشد ولى كلام در اين است كه اقلّ انفرادا و به تنهائى اراده شده يا در ضمن اكثر ملاحظه گرديده و پرواضح است اصل يقين بمراد بودنش مشكلى را حلّ نكرده و هيچيك از استقلالى بودن در مقام اراده و يا تبعى بودنش را معيّن و مشخّص نمىنمايد .
قوله : بانّه لو أراد الكلّ لبيّنه : ضمير در « بانّه » به معناى « شأن » بوده و ضمير در « اراد » به متكلّم راجع است و ضمير فاعلى در « لبيّنه » به متكلّم و ضمير مفعولى آن به « كلّ » برمىگردد .
قوله : اذ يكفى فيها : ضمير در « فيها » به قرينه راجع است .
قوله : و فيه نظر : ضمير در « فيه » به جواب دوّم راجع است .
متن :
و التّحقيق انّ اللّفظ لمّا كان موضوعا للجمع المشترك بين العموم و الخصوص كان عند الاطلاق محتملا للامرين كسائر الالفاظ الموضوعة للمعانى المشتركة