جواب از استدلال شيخ اينست كه :
اوّلا : با آنچه ايشان فرمود معارض مىآوريم و آن اينست كه در صورت اراده قلّت لازم بود آن را بيان كند مىگوييم اگر كلّ و كثرت را نيز اراده كرده باشد بايد بيان و بمخاطب اطّلاع داده باشد .
ثانيا : قبول نداريم كه قرينه بر اراده قلّت موجود نباشد زيرا نفس قطعى بودن اقلّ مراتب در مقام اراده خود قرينه است بر مراد بودنش و همين مقدار كفايت مىكند .
سپس مصنّف ( ره ) مىفرماين :
در اين جواب نظر و تأمّل مىباشد .
تفصيل
مرحوم شيخ براى مدّعاى خويش اينطور اقامه دليل فرمود :
لفظ جمع منكّر هم براى قلّت و هم براى كثرت صلاحيّت دارد و چون از حكيم صادر شده بايد بر كثرت حمل كنيم زيرا اگر متكلّم قلّت را اراده كرده باشد لازم است آن را بيان نمايد و چون بيانش نكرده پس معلوم مىشود كثرت مقصود مىباشد .
مرحوم مصنّف از اين استدلال دو جواب مىدهند :
جواب اوّل
جواب اوّل اينست كه :
همانطورىكه اراده اقلّ محتاج به نصب قرينه بوده و تا مادامىكه متكلّم براى مخاطب بيانش ننموده نمىتوان لفظ را برآن حمل كرد عينا اكثر نيز همينطور است يعنى مىگوييم :
چون لفظ براى آن و قلّت هر دو صالح است اراده اكثر محتاج به بيان