بتوان از آن استثناء نمود بنابراين الفاظى كه واجد اين شرط نيستند هرگز نمىتوانند مستثنى منه قرار گيرند .
با توجّه به اين مقدّمه كوتاه مىگوييم :
در قرآن شريف برخى از آيات وارد شدهاند كه در آنها مفرد معرّف به ادات عموم مستثنى منه واقع شده از اين كشف مىكنيم كه لفظ مفرد مزبور حتما بايد بر عموم دلالت كند و الّا مستثنى منه واقع شدنش ممكن نبود چنانچه خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد :
وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا .
كه در اين آيه شريفه
« إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا »
از
« الْإِنْسانَ »
استثناء شده است و اين خود كافى است در اينكه الانسان با اينكه مفرد است ولى معذلك مفيد عموم مىباشد .
قوله : جواز وصفه بالجمع : ضمير در « وصفه » به مفرد معرّف به ادات راجع است .
قوله : فيما حكاه البعض : مقصود از كلمه « ماء » مثال بوده و ضمير در « حكاه » به ماء راجع مىباشد .
قوله : من قولهم : بيان است از « ما حكاه » .
قوله : صحّة الاستثناء منه : ضمير در « منه » به مفرد معرّف به ادات راجع است .
قوله : كما فى قوله تعالى :
وَ الْعَصْرِ
الخ : سوره « عصر » آيه ( 1 ) .
متن :
و اجيب :
عن الاوّل بالمنع من دلالته على العموم و ذلك لانّ مدلول العامّ كلّ فرد و مدلول الجمع مجموع الافراد و بينهما بون بعيد .