تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
ترجمه :

جواب مرحوم مصنّف از دليل دوّم مذكور

مرحوم مصنّف مىفرماين : و امّا جواب از دليل اخير ايشان اينست كه : احتياج خارج شدن بعضى افراد از تحت الفاظ مزبور به مخصّص خود ظاهر است در اينكه الفاظ يادشده براى عموم هستند . علاوه بر اين حقيقت بودن الفاظ در معناى اغلب در وقتى است كه دليل بر حقيقت بودنشان در معناى اقلّ در دست نباشد درحالىكه قبلا بيان كرديم كه دليل برآن قائم است . از اين گذشته تمسّك به مثل چنين شهرتى كه نقل شد ضعيف و سست مىباشد . تفصيل مستدلّ در دليل دوّمش فرمود : استعمال الفاظ مورد كلام در خصوص بمراتب بيشتر از عموم است حتّى مشهور شده كه هيچ عامّى وجود ندارد مگر آنكه تخصيص به آن وارد شده و ظاهرا در دوران امر بين حقيقت بودن لفظ در معناى غالبى و غير آن لفظ را حقيقت در اغلب قرار مىدهند تا بدين‌وسيله مجاز كمتر شود . مرحوم مصنّف در جواب از اين استدلال مىفرماين : مرحوم مصنّف در جواب از اين استدلال مىفرماين : استعمال الفاظ مذكور در خصوص به كمك مخصّص صورت مىگيرد و بدون آن ممكن نيست . و نفس احتياج بمخصّص جهت اخراج بعضى از افراد خود دليل است بر اينكه بدون آمدن مخصّص و قرينه لفظ دلالت بر عموم دارد بنابراين
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 701 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى