قوله : و مرتبة هذا العلم : يعنى علم فقه .
قوله : عن غيره بالاعتبار الثّالث : مقصود از « اعتبار ثالث » اينست كه مبادى علم فقه در علوم متقدّم برآن مىباشد فلذا علوم ادبى و علم ميزان و علم اصول بر فقه مقدّم هستند .
قوله : لافتقاره الى ساير العلوم : ضمير مجرورى در « لافتقاره » به « هذا العلم يعنى علم فقه » راجع است .
قوله : و استغنائها عنه : ضمير مجرورى در « استغنائها » به سائر العلوم و در « عنه » به فقه عود مىكند .
متن : امّا تأخّره عن علم الكلام :
فلانّه يبحث فى هذا العلم عن كيفيّة التّكليف و ذلك مسبوق بالبحث عن معرفة نفس التّكليف و المكلّف .
ترجمه :
تأخّر علم فقه از علم كلام و بيان وجه آن
امّا تأخّر علم فقه از علم كلام ، پس جهتش آنست كه در اين علم شريف از كيفيّت و نحوه تكليف صحبت مىشود و اين طرز از بحث مسبوق است به اينكه قبلا معرفت و آشنائى به نفس تكليف و تكليفكننده پيدا شده باشد .
تفصيل
سپس مرحوم مصنّف در مقام تفصيل و تشريح برآمده و مىفرماين :
امّا اينكه علم فقه را در مرتبه متأخّر از كلام قرار دادهاند بايد بگوئيم وجهش اينست كه :
در علم فقه سخن و بحث از انحاء و كيفيّات تكليف است چه آنكه