تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
قولكم « لا يطّرد لدخول المقلّد فيه » قلنا ممنوع . امّا على القول بعدم تجزّى الاجتهاد فظاهر ، اذ لا يتصوّر على هذا التّقدير انفكاك العلم ببعض الاحكام كذلك عن الاجتهاد ، فلا يحصل للمقلّد و ان بلغ من العلم ما بلغ . و امّا على القول بالتّجزّى ، فالعلم المذكور داخل فى الفقه و لا ضير فيه ، لصدقه عليه حقيقة و كون العالم بذلك فقيها بالنّسبة الى ذلك المعلوم اصطلاحا و ان صدق عليه عنوان التّقليد بالاضافة الى ما سواه . ترجمه :

جواب مصنّف ( ره ) از اشكال وارد بر احكام

مرحوم مصنّف مىفرماين : امّا جواب از اشكالى كه به احكام وارد شد ، گوئيم اوّلا اختيار مىكنيم كه مقصود از « احكام » بعض مىباشد . اشكال شما در اين فرض آن بود كه تعريف در اين صورت مطّرد و مانع از اغيار نيست زيرا علم مقلّد نيز در تعريف داخل مىشود . در جواب مىگوييم اين اشكال ممنوع است . امّا بنا بر اينكه در اجتهاد تجزّى قائل نباشيم جواب از اشكال بسى روشن و واضح است ، زيرا طبق اين فرض علم به بعضى از احكام از روى دليل تفصيلى از اجتهاد منفكّ نمىباشد . پس بايد گفت براى مقلّد اگرچه بهر مرتبه‌اى از مراتب علمى هم كه برسد چنين علمى پيدا نمىشود ازاين‌رو شخص مفروض را مقلّد خواندن اشتباه است بلكه وى مجتهد مىباشد . و امّا بنا بر اينكه تجزّى در اجتهاد باشد ، گوئيم علم مذكور در تعريف فقه داخل است و اشكال و ايرادى هم ندارد چه آنكه فقه حقيقتا برآن صادق