گويند كه به بعضى از احكام فرعى با دليل و برهان تفصيلى آگاه باشد .
ب : آنكه منظور از آن تمام و كلّ احكام باشد به اين معنا كه :
فقه عبارتست از دانستن تمام احكام فرعى و فقيه شخصى است كه به تمام مسائل و احكام فرعى از اوّل باب طهارت تا آخر باب ديات محيط و مطّلع باشد .
هركدام از اين دو كه مقصود باشند موجب محذور و ايرادى است :
امّا اگر مقصود بعض الاحكام باشد ايراد تعريف اينست كه مانع از اغيار نيست يعنى علمى كه اصطلاحا فقه خوانده نمىشود در تعريف داخل مىگردد زيرا طبق اين احتمال مقلّدى كه به برخى از احكام از روى دليل تفصيلى عالم باشد بايد فقيه بوده و به علمش « علم فقه » گفته شود .
سؤال
آيا مگر به چنين شخصى كه به برخى از مسائل از روى دليل تفصيلى عالم باشد مقلّد مىگويند كه شما آن را مادّه نقض قرار داده و مىگوييد تعريف شامل آن مىشود درحالىكه نبايد آن را فراگيرد ؟
جواب
بلى اصطلاحا به چنين شخصى نيز مقلّد گفته مىشود چه آنكه مقصود از « مقلّد » كسى است كه هنوز به مرتبه اجتهاد نرسيده باشد اگرچه به واسطه رنج و مشقّتى كه در راه تحصيل علم كشيده در حدّى قرار گرفته كه مىتواند برخى از مسائل را با دليلش درك و استنباط كند .
و امّا اگر مراد از « احكام » تمام آنها باشد ايراد و اشكال اينست كه تعريف جامع افراد نيست به اين معنا علمى كه فقه بوده و اصطلاحا اين نام برآن اطلاق مىشود از تعريف خارج مىماند زيرا طبق اين احتمال جلّ لو لا الكلّ