متن :
قلنا الظّاهر يقتضى البقاء لتحقّق مقتضيه اوّلا و الاصل استمراره فلا يدفع بالاحتمال .
و توضيح ذلك انّ النّسخ انّما توجّه الى الوجوب و المقتضى للجواز هو الامر ، فيستصحب الى ان يثبت ما ينافيه و حيث انّ رفع الوجوب يتحقّق برفع احد جزئيه لم يبق لنا سبيل الى القطع بثبوت المنافى فيستمرّ الجواز ظاهرا و هذا معنى ظهور بقائه .
ترجمه :
جواب از اشكال و سؤال
ظاهر اقتضاء دارد كه جواز باقى باشد زيرا قبلا مقتضى آن تحقّق يافت و آن امر اوّل مىباشد و اصل آنست كه اين مقتضى استمرار داشته باشد پس بمجرّد احتمال زوال نمىتوان از آن رفع يد نمود .
توضيح و شرح
امر كه از آمر صادر شد دلالت بر دو جزء نمود :
الف : جواز .
ب : منع از ترك .
و پس از آنكه نسخ حادث شد و بوجوب تعلّق و توجّه پيدا كرد قطعا قيد منع از ترك زائل گرديد امّا جواز زوال و انتفائش مشكوك و محتمل است زيرا غرض از نسخ كه ابطال وجوب باشد با توجّهش به خصوص منع از ترك حاصل مىشود و ديگر نياز مبرمى به اين نيست كه جواز نيز منتفى گردد ازاينرو چون قبلا ثبوتش قطعى بوده و پس از نسخ بقاء و انتفائش مشكوك و