نسخ وجوب و مرتفع شدن قيد منع از ترك نفس اين ارتفاع مقتضى ثبوت فصل ديگر يعنى اذن در ترك بوده كه اين فصل بجاى منع از ترك قرار مىگيرد و با جنس يعنى جواز منضمّ مىگردد .
قوله : هذا مردود من وجهين : مشاراليه « هذا » انتقاد و ايراد مذكور است .
قوله : فى كون الفصل علّة للجنس : يعنى علّت وجودى براى جنس بوده به اين معنا كه وجود فصل از حيث رتبه قبل از جنس باشد .
قوله : فقد انكره بعضهم : ضمير منصوبى در « انكره » به كون الفصل علّة للجنس راجع است .
قوله : و قال انّهما معلولان لعلّة واحدة : ضمير در « انّهما » به فصل و جنس راجع است و مراد از اينكه هر دو معلول يك علّت هستند اين است كه فصل تقدّم رتبى و علّى بر جنس نداشته بلكه هر دو در رتبه معلول مىباشند به اين معنا كه هر دو در يك عرض و يك رتبه قرار دارند ازاينرو انتفاء فصل هيچ دلالت بر انتفاء جنس ندارد .
قوله : سلّمنا كونه علّة له : ضمير در « كونه » به فصل و در « له » به جنس راجع است .
قوله : فلا نسلّم انّ ارتفاعه مطلقا يقتضى ارتفاع الجنس : ضمير مجرورى در « ارتفاعه » به فصل عود مىكند .
قوله : بل انّما يرتفع بارتفاعه : ضمير در « يرتفع » به جنس و در « ارتفاعه » به فصل عود مىكند .
قوله : اذا لم يخلفه فصل آخر : ضمير منصوبى در « يخلفه » به فصل مرتفع راجع است .
قوله : و ذلك : يعنى و بيان و تقرير عدم ارتفاع جنس به ارتفاع فصل آنست كه . . .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 569
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٦٩