تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
وقت واجب موسّع همچون نماز ظهر تمام شرائط تكليف فراهم باشد و مكلّف با توجّه به آنها علم به ثبوت تكليف داشته و الزاما آن را بايد انجام دهد پس مىتوان موردى را پيدا كرد كه علم به تكليف ثابت باشد .

شرح جواب

سپس در جواب از اين اشكال فرموده : در واجب موسّع نيز مىگوييم آن را به اجزاء عديده و متكثّر تقسيم كرده به‌طورىكه هر جزئى ظرف براى انجام مصداقى از واجب باشد و سپس هر جزء را نسبت به همان فرد كه در آن قرار گرفته و فرد باعتبار آن واجب مضيّق محسوب مىشود ملاحظه كرده و مىگوييم : تكليف بفرد واقع در جزء و بافراد بعدى با آوردن مصداق مزبور ساقط مىباشد . امّا در جزء قبل از آن اگرچه شرائط تكليف موجود است ولى مكلّف احتمال مىدهد كه اين شرائط تا انتهاى وقت باقى نمانده و در اجزاء بعدى از زمان زائل گردد و بدين ترتيب علم به تكليف نسبت باجزاء متأخّر زائل و ساقط مىشود و اشكال بجاى خود باقى مىماند . قوله : لو لم يصحّ : ضمير فاعلى به تكليف راجع است . قوله : لم يعلم احد انّه مكلّف : ضمير در « انّه » به احد راجع است . قوله : و اللّازم باطل : مقصود از « لازم » عدم علم بمكلّف بودن مىباشد . قوله : فلانّه مع الفعل و بعده : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » است و در « بعده » به فعل راجع مىباشد يعنى مكلّف وقتى فعل واجب را انجام داد نسبت به آن زمان و ازمنه بعدش ديگر تكليف ساقط است پس علم به تكليف ديگر وجود ندارد البتّه بنحو سالبه بانتفاء موضوع يعنى تكليفى نيست تا علم به آن تعلّق بگيرد .