تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
ب : ملاحظه آنها در زمان اتيان . ج : لحاظ و اعتبارشان نسبت به بعد از زمان اتيان . مثلا وقت نماز ظهر زوال شمس مىباشد حال آن را پيش از زوال و در وقت زوال و پس از آن در نظر گرفته و مىگوييم : قطعا تكليف به نماز ظهر در زمان اتيانش كه زوال بوده و همچنين نسبت به بعد از آنكه غروب باشد ساقط مىباشد و در اين دو صحبتى نيست . امّا تكليف به آن نسبت به زمان پيش از زوال مكلّف چون نمىداند در زمان مزبور شروط تكليف در وى باقى است پس لاجرم در اين زمان علم به تكليف ندارد در نتيجه درصدد فراهم آوردن مقدّمات آن نشده و آنچه در تحقّق تكليف لازم و معتبر است از عهده وى ساقط مىباشد و وقتى به تهيّه مقدّمات نپرداخت و زمان فرا رسيد در آن زمان ديگر قادر بر انجام فعل نيست زيرا مقدّمات وجودى آن فراهم نمىباشد و در نتيجه تكليف بايد از وى ساقط باشد بخلاف آنكه بگوئيم پيش از زمان مزبور و لو علم به حصول شرائط ندارد مع‌ذلك احتمال تكليف بوده و صرف انتفاء شرط و احتمال آن موجب سقوط تكليف نمىباشد چه آنكه در اين فرض هرچند احتمال نبودن شرائط در وى باشد ولى مع‌ذلك چون تكليف را ساقط ندانسته لاجرم به تهيّه مقدّمات وجودى مكلّف به برآمده و خود را آماده مىكند كه در زمان تعيين شده اگر مانعى نرسد آن را بجاى آورد .

شرح سؤال

مستدلّ سپس در مقام سؤال و اشكال ايرادى طرح نموده كه شرحش اينست : تقريرى كه گذشت نسبت به واجب مضيّق متين و تمام مىباشد امّا نسبت بواجبات موسّع نمىتوان آن را قبول نمود چه آنكه فرض مىكنيم در ابتداء
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 539 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى