جايز است و اطاعت چنين امرى مشروط به بقاء بنده تا وقت تعيين شده مىباشد .
امّا اگر آمر از انتفاء شرط مطّلع باشد همچون امر حقتعالى مكلّف را به روزه فردا درحالىكه مىداند مكلّف در فردا زنده نيست چنين امرى جايز نمىباشد .
از نظر ما حقّ همين رأى مىباشد ولى درعينحال خوش ندارم كه بحث را به اين نحو كه ملاحظه مىشود عنوان نمايم اگرچه در كتب حضرات كثيرا به همين كيفيّت وارد و ذكر شده است .
و سرّ آنچه گفتيم به زودى معلوم خواهد شد و درعينحال ابتداء ما نيز از نحوه طرح شده در كلمات عدول نكرده و به منظور مطابقت دليل خصم با عنوان ادّعائى كه نموده و بوجهى كه طرح شد آن را ذكر نموده ما نيز عينا بحث را به همين گونه وارد شدهايم .
تفصيل
يكى از ابحاث اصولى كه مورد اختلاف علماء اماميّه كثّر اللّه امثالهم و اهل خلاف است مسئله امر بفعل مشروط مىباشد .
محلّ خلاف در موردى است كه آمر بداند شرط فعل منتفى مىباشد و معذلك به آن امر بنمايد جمهور از اشاعره آن را جايز دانسته ولى دانشمندان شيعه و فرقه معتزله آن را ممنوع مىدانند .
ايشان مىفرماين :
در صورتى امر بفعل مشروط جايز است كه آمر بانتفاء شرط آگاه نباشد همچون موالى عرفى كه به واسطه عدم اطّلاع از غيب و امور نهانى بسا بفعل مشروطى كه شرطش منتفى است امر مىنمايند و بنده هم مكلّف است كه مطلوب آنها را اتيان كند ولى به شرط امكان و حصول قدرت برآن .