قوله : و المعلوفة مثلها : يعنى مثل سائمه .
قوله : و يعلم ثبوتها فى المعلوفة : ضمير در « ثبوتها » به زكات راجع است .
قوله : حرفا به حرف : يعنى ما نيز در مورد غايت مىگوييم :
ثبوت حكم تا فرا رسيدن غايت از منطوق دليل استفاده مىشود ولى نفى آن نسبت به ما بعد غايت از دليل ديگر بايد استفاده شود .
متن :
و الجواب المنع من مساواته للتّعليق بالصّفة ، فانّ اللّزوم هنا ظاهر ، اذ لا ينفكّ تصوّر الصّوم المقيّد بكون آخره اللّيل مثلا عن عدمه فى اللّيل بخلافه هناك كما علمت .
و مبالغة السّيّد ( ره ) فى التّسوية بينهما لا وجه لها .
و التّحقيق ما ذكره بعض الافاضل ، من انّه اقوى دلالة من التّعليق بالشّرط و لهذا قال بدلالته كلّ من قال بدلالة الشّرط و بعض من لم يقل بها .
ترجمه :
جواب مرحوم مصنّف از استدلال سيّد مرتضى عليه الرّحمة
مرحوم مصنّف مىفرماين :
قبول نداريم كه تعليق بر غايت با تعليق حكم بر صفت مساوى باشد ، چه آنكه لزوم انتفاء حكم نسبت به بعد از غايت در اينجا ظاهر و روشن است زيرا تصوّر روزهاى كه مقيّد باشد به اينكه پايان و انتهايش شب است از عدم آن در شب منفكّ و جدا نيست بخلاف لزوم انتفاء در تعليق حكم بر صفت چنانچه شرحش گذشت .
و مبالغهاى كه مرحوم سيّد در اين باب داشته و اصرار به تساوى اين دو دارد وجهى برايش ديده نمىشود .