و يكرههنّ الموالى على الزّنا .
ترجمه :
وجه دوّم
تعليق به شرط صرفا در جائى مقتضى انتفاء حكم بفرض انتفاء شرط مىباشد كه براى شرط فايده ديگرى وجود نداشته باشد و ممكنست در آيه شريفه فائده تعليق ، مبالغه در نهى از اكراه باشد يعنى :
وقتى خود دختران اراده عفّت و پاكدامنى داشتند پس ولىّ ايشان به اين امر شايستهتر و سزاوارتر هستند و ممكنست آيه درباره دخترانى نازل شده باشد كه اراده عفّت داشته ولى اولياء ايشان آنها را بر فحشاء و زنا ترغيب و اكراه مىكردند .
تفصيل
حاصل فرموده مصنّف در اين جواب آنست كه :
مجرّد تعليق حكم بر شرط موجب ثبوت مفهوم نبوده بلكه مشروط به شرطى است و آن اينكه :
ذكر شرط در كلام غير از مفهوم فايده ديگرى نداشته باشد و چون در آيه مذكور با قطع نظر از مفهوم فائده ديگرى مىتوان تصوير نمود لاجرم مفهوم براى شرط وجود ندارد و اين فائده ممكنست اين باشد كه آيه در موردى نازل شده كه دختران عفيف بوده و به ارتكاب فجور و فحشاء مايل نبودند ولى اولياء ايشان آنها را برآن اكراه و اجبار مىكردند ، خداوند متعال براى زجر اولياء از اكراه مىفرمايد :
وقتى دختران خود تمايل به اين عمل نداشته پس اولياء بطريق اولى مىبايد به آن رغبتى نشان نداده و گرد اين كار نگشته و دختران جوان را به آن كار دعوت نكنند .