تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
صرف اينكه اكراه حرام نبود دليل نمىشود پس مباح نيز باشد تا محظور ياد شده لازم آيد .

توضيح

عدم حرمت شىء و انتفاء آن مستند به دو امر مىباشد : 1 - عارض شدن حلّيّت بر شىء ، زيرا بديهى است با عروض حلّيّت ديگر مجالى براى حرمت نمىباشد . 2 - امتناع عقلى از وجود پيدا كردن متعلّق حرمت . و دليل ما بر سببيّت اين دو براى عدم حرمت آنست كه : قضاياى سالبه به دو گونه مىباشند : الف : سالبه بانتفاء محمول همچون غالب قضاياى متعارف مثل : زيد قائم نيست كه در اين قضايا موضوع محقّق و ثابت بوده فقط محمول را از آن نفى و سلب مىكنيم . ب : سالبه بانتفاء موضوع مانند برخى از قضايا همچون : دريائى از جيوه بنظرم نرسيده است كه در اين قبيل از قضايا اساسا موضوع تحقّق نداشته قهرا محمول نيز منتفى و مسلوب است . با توجّه به اين نكته مىگوييم : وقتى حكم مىشود به اينكه در صورت عدم اراده عفّت اكراه حرام نيست اين قضيّه سالبه ، سالبه بانتفاء موضوع است چون با عدم اراده عفّت اساسا اكراه كه موضوع در قضيّه قرار گرفته تحقّق نداشته تا حرام باشد چه آنكه اكراه يعنى غير را با زور و اجبار به كارى گماردن و پرواضح است وقتى خودش مايل و راغب در آن كار بوده اجبار صادق نيست . پس خلاصه آنكه اكراه چون در مورد مزبور وجود ندارد مىتوان آن را در قضيّه سالبه موضوع براى نفى حرمت قرار داد و هيچ محظورى از آن لازم