تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
و يكى ديگر از احكام اين‌گونه واجبات آنست كه هريك از افراد واجب را مىتوان واجب خواند و مجرّد جواز ترك آنها و آوردن بدل به جايشان مانع از اين اطلاق نيست چه آنكه از خواصّ واجب تخييرى همين معنا مىباشد . بلى همان‌طورىكه ذكر شد ترك جميع افراد على البدل مشروع نمىباشد ازاين‌رو اگر مكلّف تمام افراد را ترك كرده و تنها يك فرد آنكه در آخر وقت قرار گرفته اگر بياورد ذمّه‌اش ساقط و امتثال حاصل مىشود لازم بتذكّر است كه يكى ديگر از احكام اين‌گونه از واجبات آنست كه : تا مادامىكه وقت واسع است مكلّف در اتيان فعل نسبت باجزاء وقت مخيّر بوده ولى پس از ضيق شدنش ديگر مسلوب الاختيار شده و الزاما بايد فعل را در جزء اخير وقت انجام دهد . قوله : و جوابه : يعنى و جواب احتجاج مذكور . قوله : منع الملازمة : مقصود از ملازمه ، ملازمه‌اى است كه در استدلال بين مقدّم و تالى در قضيّه شرطيّه مذكور تقرير شد و مستدلّ فرمود : لو كان واجبا فى الاوّل الخ . قوله : فانّ اللّزوم المدّعى : مقصود از « لزوم مدّعا » همان ملازمه بين مقدّم و تالى است . قوله : انّما يتمّ : يعنى انّما يصحّ . قوله : و ليس كذلك : كلمه « واو » حاليه بوده و ضمير در « ليس » به « فعل » راجع بوده و مقصود از « كذلك » واجب متعيّن مىباشد . قوله : بل وجوبه على سبيل التّخيير : ضمير در « وجوبه » به فعل راجع است . قوله : و ذلك : يعنى و بيان تخييرى بودن وجوب چنين مىباشد . قوله : اوجب عليه ايقاع الفعل : ضمير در « عليه » به مكلّف راجع است . قوله : و منعه من اخلاله عنه : ضمير فاعلى در « منعه » به حقتعالى و