ترجمه :
جواب از دليل دوّم قائلين بوجوب عزم
مرحوم مصنّف در جواب از استدلال دوّم ايشان مىفرماين :
ما قطع و يقين داريم كه فاعل نماز مثلا وقتى نماز را انجام داد باعتبار اينكه نماز را بخصوص و تحت عنوان نماز بجاى آورده ممتثل و مطيع مىباشد نه اينكه چون يكى از دو امر واجب تخييرى يعنى فعل و عزم را اتيان نموده درحالىكه اگر بين عزم و فعل تخيير مىبود مىبايد امتثال و تحقّق آن بخاطر آن باشد كه فرد واجب تخييرى اتيان شده چنانچه اين معنا در مبحث واجب تخييرى مقرّر و ثابت است و نيز گناهى كه به واسطه اخلال به عزم حاصل مىشود بفرض كه آن را قبول كنيم نه بخاطر آنست كه مكلّف چون بين آن و نماز مخيّر بوده تا همچون خصال كفّاره باشد بلكه از اين جهت بوده كه عزم بر فعل هر واجبى بطور اجمال در وقتىكه التفات به آن اجمالى بوده و بنحو تفصيل در موردى كه توجّه به آن تفصيلى باشد خود از احكام ايمان و لوازم اعتقاد بوده كه در صورت ثبوت ايمان و اعتقاد عزم و قصد مزبور نيز ثابت مىباشند اعمّ از اينكه وقت واجب داخل شده يا داخل نشده باشد پس عزم ياد شده واجب ممتد و مستمرّى است كه در وقت التفات بواجبات بطور اجمال يا تفصيل لازم و واجب مىباشد و وجوبش بنحو تخيير بين آن و نماز نبوده بلكه واجب تعيينى مىباشد .
تفصيل
قائلين بوجوب عزم فرمودند كه عزم از افراد واجب تخييرى است چه آنكه حكم خصال كفّاره در آن مىباشد مرحوم مصنّف از اين استدلال دو جواب بشرح زير مىدهند :