تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
خود را به مطلوب كه فعل صلاة است رساند قطعا وجوب از مقدّمه يعنى كراهت ساقط مىشود زيرا غرض از آن حاصل گرديد چنانچه از مثال حجّ اين معنى به خوبى دانسته شد .

تفصيل

مرحوم مصنّف پس از ذكر مقدّمه مزبور و تشريح جواب از استدلال قائلين باستلزام اينك بتقرير ديگرى جهت استدلال ايشان پرداخته و مىفرماين : واجب موسّع همچون نماز كه اتيانش در وقتى بمراتب اوسع از آن واجب است در صورتى حاصل مىشود و به واسطه‌اش امتثال تحقّق مىيابد كه اوّلا مكلّف آن را اراده داشته و ثانيا از ضدّش كراهت نشان دهد چه آنكه بديهى است با بودن صارف و نبودن اراده بر فعل آن و يا عدم كراهت از ضدّش و حصول رغبت و تمايل به انجام ضدّ هرگز اين واجب در خارج قابل تحقّق نيست پس مىتوان گفت كه اراده آن و كراهت از ضدّش از مقدّمات موصله براى تحقّق صلاة در خارج محسوب مىشوند لذا اگر مقدّمه واجب را واجب دانستيم بايد بوجوب اين دو قائل شويم بنابراين اگر فرض نموديم ضدّ وجودى نماز خود يكى از واجبات باشد همچون ازاله نجاست از مسجد به اين نحو كه مكلّف در اوّل وقت ظهر مثلا به مسجد وارد شد تا نماز ظهرين را در وسعت وقت بخواند ولى مسجد را متنجّس يافت در اينجا نماز واجب موسع است كه اتيان آن موقوف بر اراده و كراهت از ازاله نجاست از مسجد مىباشد پرواضح است كه در اين فرض كه فعل ضدّ يعنى ازاله نجاست از مسجد خود نيز واجب محسوب مىشود جايز نيست كراهت به آن تعلّق گيرد چه رسد به اينكه بگوئيم كراهت از آن به ملاحظه اينكه مقدّمه فعل صلاة است واجب مىباشد و دليل بر اين مدّعا آنست كه ازاله چون واجب مىباشد لاجرم كراهت از آن محرّم است .