تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
نهى واقع شوند هرگز امتثال با آنها صورت نمىگيرد و غرض آمر با آنها تأمين نمىشود درحالىكه مقدّمه واجب و لو به وجوبش قائل شويم اين‌طور نبوده بلكه بسا با اينكه منهى عنه هم هست مع‌ذلك موجب حصول امتثال مىشود مثلا در حجّ واجب سلوك طريق تا ميقات نيز از باب مقدّمه واجب ، واجب مىباشد حال اگر مكلّف تمام اين مسافت را بوجه حرام اتيان نمود و با حالت عصيان آن را طى كرد و خود را بميقات رساند چون غرض از وجوب سلوك طريق رسيدن به ميقات بوده و اين معنا پس از طى طريق محرّم حاصل شده لاجرم امتثال حاصل است و لو از طريق حرام باشد ازاين‌رو بر وى لازم نيست دوباره به وطن برگشته و طى طريق را از راه مشروع و مجاز اعاده كند درحالىكه اگر بخواهيم آن را همچون واجبات ديگر بدانيم لازم است با اين حكم ملتزم باشيم و قائلين باستلزام نيز به آن پايبند نيستند پس معلوم مىشود كه وجوب مقدّمه ، وجوب توصّلى بوده و غرض از آن توصّل به ذى المقدّمه مىباشد ازاين‌رو اگر بوجه حرام و منهى عنه نيز اتيان شود امتثال با آن حاصل مىگردد لذا در مورد بحث مىگوييم : اگرچه ترك مأمور به حرام است ولى وقتى مقدّمه براى فعل ضدّ شد و فرض كرديم كه فعل ضدّ واجب است منافاتى ندارد كه انجام ضدّ حاصل شده و درعين‌حال از طريق مقدّمه موصله حرام اين امر صورت گيرد . قوله : لدفعناه : جواب است براى « فلو رام الخصم » و ضمير مفعولى آن به « التّعلّق بما نبّهنا » راجعست . قوله : على انّ الوجه : كلمه « على » يعنى علاوه و از اين گذشته . قوله : فى وجوب ما لا يتمّ الواجب الّا به مطلقا : چه مقدّمه سببى و چه غير سببى . قوله : على القول به : ضمير در « به » به وجوب مقدّمه مطلقا راجع است . قوله : ليس على حدّ غيره : يعنى غير وجوب مقدّمه .