قبل از اينكه به فعل ضدّ مبادرت ورزد صارف از مأمور به در آن پديد آمده و همان علّت براى ترك آن شده منتهى پس از ترك آن خود را به انجام فعل ضدّ سرگرم نموده است نه آنكه فعل ضدّ علّت براى ترك باشد .
بنابراين مىتوان ادّعاء نمود .
در جائى كه مكلّف تمام شرائط تكليف را واجد است و از طرفى ديگر صارف از انجام مأمور به نداشته بلكه كمال رغبت و تمايل را نسبت به آن دارد ممكن نيست فعل ضدّ از وى صادر شود و بدين ترتيب مأمور به ترك گردد مگر آنكه وى را بر ترك مأمور به و فعل ضدّ الجاء و اجبار كنند كه در اين فرض اصلا تكليف ساقط بوده و مأمور به در حقّش واجب نيست تا مشمول بحث قرار گيرد .
قوله : اذا تمهّد هذا : مشاراليه « هذا » مطلب مذكور بعنوان مقدّمه مىباشد .
قوله : فاعلم انّه ان كان المراد : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » است .
قوله : انّه لا ينفكّ عنه : ضمير در « انّه » به ضدّ خاصّ و در « عنه » به ترك مأمور به راجع است .
قوله : و ليس بينهما علّيّة و لا مشاركة : كلمه « واو » حاليه بوده و ضمير در « بينهما » به ضدّ خاصّ و ترك مأمور به راجع است .
قوله : بتحريم الملزوم حينئذ : مقصود از « حينئذ » حين عدم العلّيّة بينهما و لا اشتراكهما فى علّة مىباشد .
قوله : لا وجه له : ضمير در « له » به « القول » راجع است .
قوله : و ان كان المراد انّه علّة فيه : ضمير در « انّه » به ضدّ خاصّ و در « فيه » به ترك مأمور به راجع است .
قوله : و مقتض له : كلمه « مقتض » معطوف است به « علّة » و ضمير در « له » به ترك مأمور به عود مىكند .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 425
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢٥