عين النّهى عن ضدّه فى المعنى و آخرون الى انّه يستلزمه و هم بين مطلق للاستلزام و مصرّح بثبوته لفظا .
و فصّل بعضهم ، فنفى الدّلالة لفظا و اثبت اللّزوم معنا مع تخصيصه لمحلّ النّزاع بالضّدّ الخاصّ .
ترجمه :
خلاصه نزاع و حاصل آن در مبحث ضدّ
حاصل و خلاصه خلاف در اين مبحث آنست كه :
برخى برآنند كه امر بالشّيء در معنا عين نهى از ضدّ است .
و دسته ديگر گفتهاند : امر مزبور مستلزم نهى از ضدّ مىباشد .
و اين گروه دوّم خود بر دو دسته تقسيم شدهاند :
جماعتى از ايشان بطور مطلق حكم باستلزام نموده و برخى ديگر از ايشان تصريح كردهاند كه استلزام لفظا ثابت است و گروهى ديگر تفصيل داده ، پس دلالت لفظى را نفى و لزوم معنوى را اثبات نمودهاند منتهى محلّ نزاع را به ضدّ خاصّ تخصيص دادهاند .
قوله : محصّل الخلاف هاهنا : مشاراليه « هاهنا » مبحث ضدّ مىباشد .
قوله : انّه ذهب قوم : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : الى انّه يستلزمه : ضمير در « انّه » به امر بالشّيء و ضمير مفعولى در « يستلزمه » به نهى عن ضدّه راجع است .
قوله : و هم بين مطلق للاستلزام : ضمير « هم » به آخرون راجع است و كلمه « مطلق » بكسر لام و به صيغه اسم فاعل است .
قوله : و مصرّح بثبوته لفظا : كلمه « مصرّح » به صيغه اسم فاعل و ضمير مجرورى در « بثبوته » به استلزام راجع است .
قوله : مع تخصيصه لمحلّ النّزاع بالضّدّ الخاصّ : ضمير مجرورى در