ترجمه :
بخش هفتم مبحث ضد
اصل در مبحث ضدّ و معانى ذكر شده براى آن
حقّ اينست كه امر به شىء بطور ايجاب مقتضى نهى از ضدّ خاصّش نيست نه لفظا و نه معنا .
امّا ضدّ عامّ : پس گاهى اطلاق شده و از آن يكى از اضداد وجودى بطور غير معيّن اراده شده كه البتّه ضدّ عامّ به اين معنا مآلش به همان ضدّ خاصّ بوده ، بلكه مىتوان گفت درحقيقت عين آن است لذا امر مزبور مقتضى نهى از آن نيز نمىباشد .
و گاهى گفته شده و از آن ترك اراده مىكنند و بنابراين امر بر نهى از آن به دلالت تضمّنى دالّ است .
تفصيل
براى ضدّ دو معنا مىباشد :
1 - ضدّ عامّ .
2 - ضدّ خاصّ .
مقصود از ضدّ خاصّ افعال وجودى است كه ضدّ مأمور به بوده كه با آن در يك زمان قابل جمع نباشند نظير خواب و اكل و شرب كه اضداد خاصّ نماز مىباشند .
و امّا منظور از ضدّ عامّ : بايد گفت در آن دو احتمال است :
الف : آنكه بگوئيم منظور از ضدّ عامّ يكى از اضداد وجودى مأمور به بطور غير معيّن مىباشد مثلا ضدّ عامّ نماز يكى از خواب و اكل و شرب بطور لا على التّعيين مىباشد .