راجع است .
قوله : و ذلك ليس بجائز : مشاراليه « ذلك » تنافى بين مادّه و هيئت كلمه مىباشد .
قوله : فتأمّل : در وجه تأمّل گفته شده :
در آيه شريفه « سارعوا » محتمل است در هيئت مجاز قائل شده و بگوئيم :
هيئت امر در اين آيه به معناى استحباب است چنانچه مجيب فرمود .
و ممكنست مجازيّت را به ملاحظه مادّه آن قائل شده و بگوئيم :
مادّه « سرعت » در اينجا به معناى « مبادرت » است پس « سارعوا » يعنى « بادروا » كه در اين صورت مىتوان به آيه جهت دلالت امر بر فور استدلال نمود .
متن :
الخامس انّ كلّ مخبر كالقائل : زيد قائم و عمرو عالم و كلّ منشئ كالقائل :
هى طالق و انت حرّ انّما يقصد الزّمان الحاضر فكذلك الآمر الحاقا له بالاعمّ الاغلب .
ترجمه :
دليل پنجم
هر خبردهندهاى نظير كسى كه در مقام اخبار مىگويد :
زيد ايستاده و عمرو عالم است و نيز هر انشاءكننده صيغهاى همچون شخصى كه در مقام طلاق همسرش مىگويد هى طالق و يا در موقع آزاد كردن بندهاش : انت حرّ مىگويد قصدشان زمان حاضر است پس آمر نيز بايد چنين باشد تا بدينوسيله آن را به موارد اعمّ و اغلب ملحق كرده باشيم .