انّما يكون عند الحاجة اليه عاجلا و محلّ النّزاع ما تكون الصّيغة فيه مجرّدة .
ترجمه :
استدلال قائلين به فور
كسانى كه قائلند صيغه « افعل » دلالت بر فور دارد به شش دليل متمسّك شدهاند .
دليل اوّل
مولا وقتى به بندهاش بگويد : اسقنى ( آب به من بده ) و بنده آن را بتأخير بياندازد و در اين تأخير عذرى نداشته باشد عاصى و گناهكار محسوب مىگردد و اين معنا به خوبى از عرف و عادت معلوم و روشن مىشود و اگر امر براى فور نمىبود عرف نمىتوانست وى را عاصى بشمرد .
جواب از دليل اوّل
از اين استدلال اينطور جواب داده شده است :
دلالت امر بر فور و استفاده اين معنا به واسطه قرينه مىباشد چه آنكه عادت و عرف حاكم است به اينكه طلب مولى از بنده و خواستن وى آب را از عبد صرفا زمانى صورت مىگيرد كه طالب و آمر به آن حاجت داشته و در خواستن مأمور به عجله داشته باشد درحالىكه محلّ كلام و نزاع جائى است كه صيغه مجرّد و بدون قرينه باشد .
تفصيل
دليل اوّل قائلين بفور اينست كه :
قطعا امر دلالت بر فور دارد چه آنكه اين معنا را مىتوان با دليل