فعل را در آنوقت نياورد و دليل بر تقييد فعل فرموده حقتعالى است كه مىفرماين :
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي *
الخ : يعنى وقتى او را تمام كرده و از روح خود در آن دميدم پس جملگى برآن سجده نمائيد .
تفصيل
توضيح و شرح دليل دوّم آنست كه :
دليل قطعى بر اينكه امر دلالت بر فور دارد قائم شده و آن آيه شريفه مذكور است كه حقتعالى در اين آيه شيطان لعين را مورد سرزنش و ملامت قرار مىدهد درحالىكه مخالفت ابليس تنها اين بود كه فعل را فورا بجاى نياورد و پس از ترك و بمجرّد نياوردن خداوند سبحان مذمّتش نمود پس معلوم مىشود كه امر دلالت بر فور مىنمايد چون اگر چنين نبود جا داشت كه ابليس در وقت ملامت محضر پروردگار عرض كند مرا بر سجود فورى امر نفرمودى بلكه از من سجده خواستى كه بعدا بجاى مىآورم درحالىكه ابليس چنين نگفت ازاينرو معلوم مىشود كه دلالت امر بر فور مفروغ عنه و مسلّم است .
و شرح جوابى كه مرحوم مصنّف از اين استدلال نقل فرموده چنين است :
حقتعالى ابليس را بر ترك فورى مذمّت و ملامت كرده ولى در عين حال اين معنا دليل بر فوريّت امر نيست زيرا در اين آيه به قرينهاى كه در آيه ديگر است امر مقيّد بوقت خاصّ و مشخّصى بوده كه ابليس متعلّق آن را در آنوقت محدود و مشخّص نياورد پس اصل فعل را ترك كرده و مذمّت نيز بخاطر همين است .
و دليل بر محدوديّت وقت و تعيّن آن آيه ( 29 ) سوره حجر مىباشد كه مىفرمايد :