دليل سوّم
امر به چيزى مساوى با نهى از ضدّ آن است و نهى كه از منهى عنه دائما منع مىكند ، پس لازمه اين معنا تكرار در مأمور به نيز مىباشد .
تفصيل
توضيح دليل اوّل اين قائلين آنست كه :
صيغه « افعل » بايد دلالت بر تكرار بنمايد و اگر چنين نباشد پس روزه و نماز تكرارش لازم نبوده بلكه هركس در عرض عمر خويش يكبار كه نماز خواند و يك مرتبه كه روزه گرفت بايد به همان بتواند اكتفاء كند درحالىكه يقينا اين امر جايز نمىباشد بلكه بر مكلّف واجب است كه نماز و روزه را تكرار نمايد پس از لزوم تكرار اين دو مىتوان بدليل ان كشف كرد كه امر دالّ بر تكرار مىباشد .
و شرح دليل دوّم چنين است :
يقينا نهى دلالت بر تكرار دارد چه آنكه در آيه شريفه :
لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ . *
( در اموال خود بباطل تصرّف نكنيد ) .
و نيز در آيه شريفه :
لا تُبْطِلُوا *
اعمالكم بالمنّ و الاذى .
( اعمال خود را به واسطه منّت و اذيّت باطل و تباه نسازيد ) .
زمانى بنده امتثال و اطاعت نموده كه تصرّف در اموال بنحو باطل و نيز باطل كردن عمل را به گذاردن منّت و رساندن اذيّت بطور مستمرّ و هميشگى ترك كند و اين ترك هميشگى صرفا از صيغه نهى استفاده مىشود و جهت دلالت صيغه نهى بر اين معنا آنست كه معنايش طلب ترك است پس در مقابل بايد امر هم بر تكرار دلالت كند منتهى تكرار فعل چه آنكه قدر جامع