پس مصدر را مقيّد به اين اوصاف مختلف مىكنند و پرواضح است كه موصوف بصفات متضادّ هيچگاه خودش به تنهائى دلالت بر صفت خاصّى از اين اوصاف ندارد .
پس از توجّه به اين نكته مىگوييم :
مخفى نماند كه از امر تنها معنائى كه مفهوم مىشود طلب ايجاد فعل يعنى معناى مصدرى است پس معناى « اضرب » مثلا طلب زدنى مىباشد ، لذا بر هيچيك از صفات زدن از قبيل تكرار يا مرّه دلالتى ندارد .
سؤال
تقريرى كه گذشت دلالت مىكند كه مادّه امر بر وحدت يا تكرار دلالت ندارد ، ولى از آن نمىتوان اين معنا را نيز استفاده كرد كه صيغه آن نيز برآن دلالت ندارد .
جواب
جواب اين گفتار اينست كه ما بيان نموديم كه مدلول صيغه امر به مقتضاى حكم تبادر منحصر است در طلب ايجاد فعل و اين معنا كجا و دلالت بر مرّه يا تكرار كجا .
تفصيل
توضيح و شرح تقرير مذكور اينست كه :
فعل به ملاحظه معنا و خصوصيّتى كه دارد قابل آن نيست كه موصوف واقع شود ازاينرو آنچه بعنوان صفت برايش آورده مىشود در واقع صفت معناى مصدرى مىباشند فلذا مىگويند :
اضرب ضربا شديدا يا ضربا قليلا يا ضربا مكرّرا يا ضربا غير مكرّر .
و در تمام اين امثله صفات شديد ، قليل ، مكرّر ، غير مكرّر و اشباه