كانوا غيرهم لم يكن اثبات الويل لقوم بسبب تكذيبهم منافيا لذمّ قوم بتركهم ما امروا به .
و عن الثّانى :
بانّه تعالى رتّب الذّمّ على مجرّد مخالفة الامر ، فدلّ على انّ الاعتبار به لا بالقرنية .
ترجمه :
جواب از دو اعتراض
و از اعتراض اوّل چنين جواب داده شده است :
مكذّبين يا همان كسانى هستند كه بدنبال امر به ركوع ، ركوع نكردهاند يا غير ايشان مىباشند :
پس اگر از افراد اوّل بوده ممكنست به واسطه ترك ركوع مستحقّ ملامت و سرزنش بوده و بموجب تكذيبشان استحقاق ويل را داشته باشند چه آنكه كفّار از نظر ما اماميّه بر فروع نيز همچون اصول عقاب و مؤاخذه مىشوند .
و اگر تاركين ركوع غير از تكذيبكنندگان باشند پس بايد گفت اثبات ويل براى دسته و جماعتى به واسطه تكذيبشان با مذمّت و سرزنش قومى بر تركشان نسبت بمأمور به هيچگونه تنافى ندارد و از اعتراض دوّم اينطور جواب داده شده است :
خداوند متعال مذمّت و ملامت را بر مجرّد مخالفت امر مترتّب فرموده و همين مقدار دلالت مىكند بر اينكه اعتبار بر ترتّب ذمّ بر مخالفت است و اين ملامت مستند است بر صرف مخالفت نه آنكه قرينهاى در اينجا بوده و برآن دلالت دارد .
تفصيل
شرح و توضيح از اعتراض اوّل اينست كه :
بمعترض مىگوئيم : كسانى كه پيامبران الهى و فرستادگان حقتعالى را تكذيب كرده و بدين ترتيب كافر شدند يا همان افرادى بودند كه اوامر و