تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
استعمال در هريك از دو حال حقيقت مىباشد .

جواب مرحوم مصنّف از استدلال مذكور

مرحوم مصنّف مىفرماين : جواب از اين استدلال آنست كه بگوئيم وقتى لفظ مشترك كه به صيغه مفرد است القاء مىگردد از آن وحدت متبادر مىشود و همين تبادر علامت حقيقت است و در اين هنگام بايد گفت ، پس معناى موضوع له در مشترك ماهيّت لا به شرط شىء نبوده بلكه ماهيّت به شرط شىء مىباشد و امّا در غير مفرد پس مدّعا حقّ است همان‌طورىكه قبلا گذشت .

تفصيل

شرح استدلال قائلين بجواز بطور مطلق اينست كه : لفظ مشترك براى هريك از معانى بطور لا به شرط وضع شده ازاين‌رو استعمالش در هركدام از آنها چه در حال انفراد بوده و چه در حال اجتماع باهم حقيقت مىباشد . مؤلّف گويد : معناى موضوع له يا بطور به شرط شىء بوده و يا بنحو به شرط لا و يا لا به شرط مىباشد . مقصود از « به شرط شىء » آنست كه وجود قيد و شرطى را در معنا شرط كنند مثلا بگويند : لفظ « عين » براى طلا بقيد وحدت و انفراد وضع شده است . و منظور از « به شرط لا » آنست كه عدم قيد و شرطى را در موضوع له اعتبار نمايند مثلا بگويند :