تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
يك جا برايم بياور تا شما در استدلال بگوئيد لفظ عين براى يك معنا وضع شده حال اراده مجموع كه هريك جزء آن مىباشد از باب استعمال لفظ موضوع براى جزء و اراده كلّ بوده و بدين ترتيب مجاز مىباشد . و به عبارت ديگر : استعمال لفظ موضوع براى جزء در مفرد به دو نحو ممكنست : الف : آنكه متكلّم از القاء و اطلاق آن اين معنا را قصد كند كه هركدام از دو معنا را جداگانه مخاطب متعلّق و مناط حكم قرار دهد مثلا در مثال جئنى به عين عبد يك‌بار برود براى آوردن طلا و بار ديگر براى خصوص آوردن نقره اقدام كند . ب : آنكه متكلّم مقصودش اين باشد كه دو معنا را يك جا مخاطب در نظر بگيرد و براى هر دو يك امتثال بنمايد ازاين‌رو در مثال مزبور عبد براى آوردن طلا و نقره يك‌بار اقدام كرده و هر دو را باهم بياورد بايد بگوئيم اگر محلّ كلام و مورد نزاع معناى دوّم مىبود حقّ با مصنّف است كه استعمال لفظ عين و اراده طلا و نقره از باب لفظ موضوع براى جزء و اراده كلّ بوده و به علاقه كلّ و جزء استعمال مجازى مىگردد ولى حضرات در معناى اوّل طرح بحث نموده و محلّ سخنشان اين معنا مىباشد و پرواضح است كه اطلاق مفرد و اراده دو معنا به اين نحو از باب استعمال لفظ موضوع براى جزء و اراده كلّ نبوده بلكه همان معناى جزء مراد مىباشد . حال اگر در مقام مماشات برآمده و قبول كنيم كه محلّ كلام معناى دوّم است باز در جواب مىگوييم : اين استعمال مجازى نيست و نمىتوان گفت به علاقه كلّ و جزء استعمال مزبور صورت گرفته است زيرا استعمال لفظ موضوع براى جزء و اراده كلّ مشروط به دو شرط است كه هيچيك از آن دو در اينجا فراهم نيست .