تفصيل
مرحوم مصنّف در اين عبارات به دو دليل متمسّك شدهاند :
الف : دليل بر اصل جواز استعمال مشترك در اكثر از معناى واحد .
ب : دليل بر مجازى بودن استعمال در لفظ مفرد .
امّا دليل اوّل :
مىفرماين دليل ما بر اصل جواز استعمال همان صرف انتفاء مانع است يعنى :
مقتضى براى جواز موجود است ، تنها دليل و برهانى كه قائلين به استحاله اقامه نموده و آن را مانع از جواز استعمال قرار دادهاند اگر ما بتوانيم اين برهان را پاسخ گفته و ردّ نمائيم استعمال بدون محظور مانده و بدين ترتيب بايد به آن ملتزم شويم فلذا در آينده نزديكى استدلال ايشان را نقل و از آن جواب و پاسخ داده و پس از ابطال آن ديگر مانعى از جواز در بين نمىماند .
و امّا دليل بر مجاز بودن استعمال در مفرد :
وجه آن اينست كه وقتى لفظ مشترك را به صيغه مفرد اطلاق مىكنند مثلا مىگويند :
جئني به عين ( يعنى عين را برايم بياور ) آنچه به ذهن تبادر مىكند معناى واحد مىباشد يعنى عين معيّن همچون طلا يا نقره يا كفّه ترازو مثلا مقصود مىباشد پس به مقتضاى آنكه تبادر علامت حقيقت است بايد بگوئيم لفظ مفرد براى معناى معيّن بقيد وحدت وضع شده پرواضح است اگر از آن دو معنا يا بيشتر اراده كنند اين اراده محتاج به الغاء و اسقاط قيد وحدت مىباشد و نتيجه آن اين مىشود كه لفظ در خلاف موضوع له استعمال شده زيرا موضوع له معنا با قيد وحدت بوده و مستعمل فيه تنها معنا بدون قيد وحدت مىباشد و اين استعمال مجازى بوده و علاقه مجوّزه و مصحّحه آنهم عبارت