تفصيل
حاصل جوابى كه مرحوم مصنّف از اشكال مىدهند اينست كه :
مستشكل در اشكالى كه وارد نمود مراد و مقصود ما را از استدلالى كه نموديم درست درنيافته فلذا اشكالش بىمورد مىباشد .
توضيح
علاقه كلّ و جزء را در دو مورد استعمال مىكنند :
الف : در جائى كه لفظ براى جزء وضع شده و آن را در كلّ استعمال مىنمايند همچون لفظ « رقبه » كه براى گردن وضع شده و آن جزء انسان مىباشد و گاهى از اين لفظ انسان كه كلّ است اراده مىگردد .
ب : در موردى كه لفظ براى « كلّ » وضع شده و آن را در جزئش استعمال مىنمايند نظير لفظ انسان كه براى « كلّ » وضع شده و از آن گاهى رأس اراده مىشود .
در صورت اوّل همانطورىكه مستشكل ذكر كرد استعمال مشروط به دو شرط است :
1 - آنكه كلّ مركّب حقيقى بوده نه اعتبارى .
2 - آنكه جزء از اجزاء رئيسه باشد كه به انتفائش كلّ نيز منتفى شود .
ولى در فرض دوّم هيچيك از اين دو شرط معتبر نيست .
با توجّه به اين مقدّمه كوتاه مىگوييم :
مقصود ما از علاقه كلّ و جزء اين نيست كه لفظ مفرد براى جزء كه يك معنا بوده وضع شده و در مجموع دو معنا كه كلّ باشد استعمال گرديده و به اين اعتبار استعمال مجازى محسوب مىشود تا در مقام ايراد گفته شود كه هيچيك از دو شرط فوق الذّكر در اينجا تحقّق ندارد ، بلكه منظور ما از