تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
معانى دارد لذا واجب است لفظ را بر جميع حمل نمود . و باقى قائلين آن را بطور مجاز مىدانند . از نظر ما اقوى اينست كه استعمال لفظ در بيش از يك معنا بطور مطلق جايز است منتهى در مفرد بطور مجاز و در غير آن بنحو حقيقت .

تفصيل

در اين اصل مرحوم مصنّف دو بحث را عنوان فرموده‌اند : بحث اوّل : در اينكه اساسا اشتراك ممكنست يا غير ممكن و باصطلاح بحث در عالم ثبوت و امكان . بحث دوّم : پس از ثبوت بلكه وقوع آن در امكان و عدم امكان استعمال مشترك در اكثر از يك معنا صحبت مىشود . امّا كلام در بحث اوّل : مرحوم مصنّف مىفرماين : قليلى از اهل دانش آن را محال و غير ممكن دانسته‌اند ولى اين رأى به ملاحظه شذوذ و ضعفى كه دارد قابل اعتناء نيست و حقّ از نظر ما اينست كه نه تنها اين امر امكان داشته و عالم ثبوتش بدون محذور است بلكه در خارج واقع نيز شده همچون وقوع لفظ عين و استعمالش در بيش از سى معنائى كه براى آن نقل شده و همچنين كلمه « قرء » كه به معناى پاكى و ناپاكى هر دو آمده يا لفظ « غريم » كه به معناى طلبكار و بدهكار هر دو استعمال شده و يا لفظ « مولى » كه آن را به عبد و آقا هر دو دانسته‌اند و از باب اينكه ادلّ دليل بر امكان شىء وقوع آن است ديگر جائى براى نزاع در امكان و ثبوت آن باقى نمىماند و ادلّه و براهينى كه قائلين به استحاله آن آورده‌اند از قبيل القاء در امر بديهى است . و امّا بحث دوّم :
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 153 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى