معانى دارد لذا واجب است لفظ را بر جميع حمل نمود .
و باقى قائلين آن را بطور مجاز مىدانند .
از نظر ما اقوى اينست كه استعمال لفظ در بيش از يك معنا بطور مطلق جايز است منتهى در مفرد بطور مجاز و در غير آن بنحو حقيقت .
تفصيل
در اين اصل مرحوم مصنّف دو بحث را عنوان فرمودهاند :
بحث اوّل : در اينكه اساسا اشتراك ممكنست يا غير ممكن و باصطلاح بحث در عالم ثبوت و امكان .
بحث دوّم : پس از ثبوت بلكه وقوع آن در امكان و عدم امكان استعمال مشترك در اكثر از يك معنا صحبت مىشود .
امّا كلام در بحث اوّل :
مرحوم مصنّف مىفرماين :
قليلى از اهل دانش آن را محال و غير ممكن دانستهاند ولى اين رأى به ملاحظه شذوذ و ضعفى كه دارد قابل اعتناء نيست و حقّ از نظر ما اينست كه نه تنها اين امر امكان داشته و عالم ثبوتش بدون محذور است بلكه در خارج واقع نيز شده همچون وقوع لفظ عين و استعمالش در بيش از سى معنائى كه براى آن نقل شده و همچنين كلمه « قرء » كه به معناى پاكى و ناپاكى هر دو آمده يا لفظ « غريم » كه به معناى طلبكار و بدهكار هر دو استعمال شده و يا لفظ « مولى » كه آن را به عبد و آقا هر دو دانستهاند و از باب اينكه ادلّ دليل بر امكان شىء وقوع آن است ديگر جائى براى نزاع در امكان و ثبوت آن باقى نمىماند و ادلّه و براهينى كه قائلين به استحاله آن آوردهاند از قبيل القاء در امر بديهى است .
و امّا بحث دوّم :