پس از فراغ از ثبوت بلكه امكان وقوعى اشتراك بايد بگوئيم كه قائلين به وقوع گفتهاند :
مشترك لفظى بر دو گونه است :
الف : مشتركى كه بين معانى آن تضادّ مىباشد همچون الفاظ « قرء » و « غريم » و « مولى » و « جون » به معناى سياه و سفيد كه اصطلاحا اين قسم از مشترك را مىگويند از اضداد است .
ب : مشتركى كه بين معانى آن تضادّ نباشد نظير لفظ عين .
در قسم اوّل نزاعى نيست كه امكان ندارد در يك استعمال معانى متضادّ اراده شوند لذا اين قسم از مشترك از حيطه كلام خارج است .
ولى در قسم دوّم اختلاف است كه آيا مىتوان مشترك را القاء نمود و با يك استعمال معانى متكثّر از آن اراده كرد يا اين امر ممكن نيست :
ابتداء ارباب بحث و تحقيق به چهار قسم تقسيم شدهاند :
الف : جماعتى آن را ممكن و جايز دانسته و براى امكانش هيچ قيد و شرطى ذكر نكردهاند .
ب : جماعتى بطور مطلق و بدون تفصيل در آن اين استعمال را ممنوع و غيرممكن دانستهاند .
ج : برخى تفصيل داده و گفتهاند در مشتركى كه بلفظ مفرد باشد ممنوع ولى در تثنيه و جمع ممكن است .
د : بعضى ديگر در مقام تفصيل گفتهاند اگر مشترك در كلام مثبت واقع شود استعمالش در اكثر از يك معنا ممكن نبوده ولى در كلام منفى مىتوان اين استعمال را تجويز كرد .
سپس قائلين بجواز و امكان مطلق خود به دو گروه تقسيم شدهاند :
ه : دستهاى اين استعمال را بطريق حقيقت تجويز نموده حتّى بعضى از ايشان مدّعى شدهاند كه لفظ مشترك درصورتىكه بدون قرينه معيّنه
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 154
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٤