اطفال را محال است از اين راه تعليم داد .
پس از التفات به اين مقدّمه كوتاه مىگوييم :
ما كه مىگوييم شارع مقدّس الفاظ مذكور را از معانى لغوى نقل و بمعانى شرعى انتقال داده و در ازاء آنها حقيقت نموده مقصودمان از طريق دوّم نيست تا اشكال شده و مورد انكار قرار گيرد بلكه منظور ما از راه اوّل مىباشد و پرواضح است كه از اين طريق مىتوان گفت كه حضرتش هم به مخاطبين و هم نسبت بما معانى الفاظ را تفهيم فرموده چه آنكه اين طريقى است لا ينكر و غير قابل ردّ ، ازاينرو در مقابل استدلال و انكار ياد شده بايد بگوئيم :
اگر منكرين از اينكه گفتند درصورتىكه شارع الفاظ را نقل داده بايد به مخاطبين و ما كه با ايشان مشترك در تكليف هستيم تفهيم فرموده باشد و حال آنكه تفهيم نكرده .
مقصودشان تفهيم بنحو اوّل باشد قبول نداريم كه لازم باطل بوده و اينچنين تفهيمى صورت نگرفته باشد و اگر مرادشان از تفهيم بنحو دوّم و تصريح به جعل لفظ در مقابل معنا باشد ملازم را منكر هستيم يعنى قبول نداريم كه بين نقل شارع و تفهيمش بنحو دوّم ملازمهاى باشد بلكه ممكنست نقل صورت گرفته باشد ولى درعينحال از طريق اوّل آن را به مخاطبين و ما كه با ايشان در تكليف مشترك هستيم تفهيم فرموده باشد .
قوله : و اجيب عن الاوّل : مقصود از « الاوّل » استدلال اوّل منكرين بود كه اين قضيّه شرطيّه باشد :
لو ثبت نقل الشّارع هذه الالفاظ الى غير معانيها اللّغوية ، لفهّمها المخاطبين بها .
قوله : باعتبار التّرديد بالقرائن : كلمه « ترديد » يعنى ردّ معنا به لفظ و تفهيم آن به واسطه عبارت .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٠