مجازات را اجازه دادهاند .
و اگر تنزّل كرده و بگوئيم اين الفاظ غير عربى هستند لازمهاش اين نيست كه تمام قرآن غير عربى باشد بلكه برخى از كلمات آن غير عربى مىشود و اين ايراد و محذورى ندارد زيرا ما قبول نداريم كه كلّ قرآن عربى باشد .
و ضمير در « انّا انزلناه » به خصوص همان سورهاى راجع است كه اين آيه در آن مىباشد نه به تمام قرآن و اگر به سوره اطلاق قرآن شده اشكالى ندارد زيرا به سوره بلكه به آيه نيز اين نام اطلاق مىگردد .
تفصيل
قائلين به ثبوت حقيقت شرعيّه از دليل دوّم منكرين اينطور جواب دادهاند :
اگر شارع مقدّس الفاظ نام برده را از معانى لغوى نقل و در معانى شرعيّه حقيقت نموده باشد هيچ محظورى لازم نيامده و اشكال غير عربى بودن نيز پيش نمىآيد چه آنكه شارع اين الفاظ را حقيقت شرعيّه در معانى شرعى نموده و لازمه آن اينست كه نسبت بمعانى لغوى مجاز لغوى محسوب مىشوند يعنى لفظ « صلاة » به معناى اركان مخصوصه در شرع حقيقت شرعيّه بوده و در لغت مجاز لغوى به حساب مىآيد و چون مجازات هر لغتى همچون حقايقش منسوب به همان لغت است لاجرم الفاظ مذكور پس از حقيقت شدنشان در معناى شرعى باعتبار مجاز لغوى بودنشان از عربى بودن خارج نمىشوند چه آنكه مجازات حادثه در لغت عرب اگرچه به تصريح و تنصيص اهل عرب نبوده و تكتك آنها را ايشان اجازه نداده باشند ولى همينقدر كه نوع مجازات مورد اجازه ايشان باشد چنانچه استقراء دلالت برآن دارد كفايت مىكند .