و لو فهمّهم ايّاها لنقل ذلك الينا ، لمشاركتنا لهم فى التّكليف .
و لو نقل فامّا بالتّواتر او بالآحاد .
و الاوّل لم يوجد قطعا و الّا لما وقع الخلاف فيه .
و الثّانى لا يفيد العلم ، على انّ العادة تقضى فى مثله بالتّواتر .
ترجمه :
دليل نفىكنندگان حقيقت شرعيّه
دليل ايشان دو تا مىباشد :
دليل اوّل
گفتهاند :
اگر ثابت بود كه شارع اين الفاظ را به غير معانى لغوى نقل داده است پس مىبايد به مخاطبين اين معنا را تفهيم كرده باشد ، زيرا ايشان به مضمون و معانى اين الفاظ مكلّف بودهاند و بدون ترديد فهم و ادراك شرط تكليف مىباشد .
و اگر به ايشان اين امر را تفهيم كرده باشد مىبايد براى ما نقل و بدست ما رسيده باشد زيرا ما با ايشان در تكليف مشاركت داريم .
و اگر براى ما نقل شده باشد يا بطور تواتر نقل شده و يا به وسيله خبر واحد بدست ما رسيده است :
بطور تواتر كه قطعا نبوده زيرا اگر چنين مىبود اختلاف نبايد در آن واقع مىشد .
و بنحو اوّل هم كه افاده علم و يقين نمىكند ، علاوه اساسا جريان عادى حاكم است كه در مثل چنين امرى بايد تواتر واسطه در نقل باشد .