الحقيقة الشّرعيّة .
ترجمه :
استدلال قائلين به ثبوت حقيقت شرعيّه
كسانى كه حقيقت شرعيّه را ثابت دانستهاند اينطور استدلال كردهاند :
قطع و يقين داريم كه لفظ « صلاة » اسم است براى ركعات مخصوص با آنچه از اقوال و هيئات در آن مىباشد و « زكات » براى اداء مال مخصوص و « صوم » براى امساك مخصوص و « حجّ » براى قصد مخصوص علم قرار داده شدهاند .
و نيز قطع و يقين داريم كه اين معانى از الفاظ مذكور در وقتىكه اطلاق مىشوند بفهم سبقت مىگيرند و اين خود علامت آن است كه الفاظ نامبرده در معانى ياد شده حقيقت شدهاند .
سپس بايد گفت چونكه اين امر صرفا به واسطه تصرّف شارع و نقل وى اين الفاظ را به اين معانى حاصل شده است لاجرم اين الفاظ در معانى مذكور حقيقت شرعيّه مىباشند .
تفصيل
مؤلّف گويد :
در ثبوت حقيقت شرعيّه دو امر لازم مىباشد :
الف : استعمال الفاظ بدون قرينه در معانى شرعى يعنى لفظ « صلاة » مثلا در ركعات با آنچه در آنها است از افعال و هيئات استعمال گردد بهطورىكه وقتى اين لفظ گفته مىشود از نفس آن بدون انضمام قرينهاى معناى مذكور استفاده گردد و همچنين ساير الفاظ .
ب : به سرحدّ حقيقت رسيدن الفاظ در زمان شارع مقدّس و به واسطه