بجاى آوردن و « مناسك » جمع منسك به معناى عبادت است و مقصود از مناسك مخصوصه افعال عبادى حج مىباشد همچون احرام ، وقوف به عرفات و مشعر ، طواف ، نماز طواف ، قربانى ، سعى و ديگر اعمال حجّ .
قوله : بعد وضعه فى اللّغة : ضمير در « وضعه » به حجّ راجع است .
متن : و انّما النّزاع فى انّ صيرورتها كذلك هل هى به وضع الشّارع و تعيينه ايّاها بازاء تلك المعانى بحيث تدلّ عليها به غير قرينة لتكون حقايق شرعيّة فيها او بواسطة غلبة هذه الالفاظ فى المعانى المذكورة فى لسان اهل الشّرع و انّما استعملها الشّارع فيها بطريق المجاز بمعونة القرائن فتكون حقائق عرفيّة خاصّة لا شرعيّة .
محلّ نزاع در حقيقت شرعيّه
ترجمه : نزاع منحصرا در اينست كه حقيقت شدن اين الفاظ در معانى شرعى آيا به واسطه وضع و جعل شارع و تعيين او اين الفاظ را در قبال معانى مذكوره است بهطورىكه الفاظ بر معانى شرعى بدون قرينه دلالت دارند تا در اين فرض حقيقت شرعيّه باشند يا آنكه اينطور نبوده بلكه اين الفاظ در معانى مذكور بطور غالب استعمال شده و شارع مقدّس آنها را به كمك قرائن بنحو مجاز استعمال مىنموده و سپس در لسان اهل شرع بحدّ حقيقت رسيدهاند كه در اين صورت حقيقت عرفيّه اهل شرع يعنى حقيقت متشرّعه بوده نه شرعيّه .
تفصيل
قبلا گفته شد حقيقت بودن الفاظ مذكور در معانى شرعى مورد اختلاف و نزاع نيست اينك مىگوييم محل خلاف و مورد نزاع آنست كه حقيقت شدن اين الفاظ در معانى شرعى آيا مستند به خود شارع مقدّس است يا از ناحيه اهل شرع و متشرّعين مىباشد .