« كلّ شيى لك حلال » نسبت به شبهات مقرون بعلم اجمالى و شبهات بدويه از قبيل استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد مىباشد .
شرح مقصود
حاصل كلام مستشكل آنست كه :
اخبار حلّيت از قبيل : كلّ شيئ حلال حتّى تعرف الحرام هم شامل شبهات بدويه بوده و هم شبهات مقرون بعلم اجمالى را فرامىگيرند و نبايد توهّم شود كه التزام باينمعنا مستلزم استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد است .
توضيح
ممكن است اينطور توهّم شود كه شمول ادلّه حلّيت و برائت نسبت به هردو قسم شبهه از باب استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد است زيرا معناى حلّيت در شبهات بدويه حلّيت بنحو تعيين است و در شبهات مقرون بعلم اجمالى بطور تخيير مىباشد و بدون ترديد الغاء حلّيت و اراده اين دو از آن از مصاديق استعمال لفظ واحد در بيش از يك معنا بوده كه در محلّش مقرّر است ممنوع مىباشد .
مستشكل براى دفع اين توهّم مىفرمايد :
از رجوع به اصالة الاباحه در هردو قسم از شبهه هيچ مانعى وجود ندارد مگر همين توهّمى كه تقرير شد و آن هم با اندك تأمّل و دقّتى دفع مىگردد زيرا مدّعاى ما اينستكه لفظ در يك معنا به كار رفته و آن عبارتست از اينكه محتمل الحرمة و الحلّية حلال بوده و تمام آثار حلال واقعى بر آن بارمىشود منتهى در شبهه محصوره وقتى بناء گذارديم بر حليّت مشكوك و احتمال حرمت را از آن الغاء نموديم عقلا مستلزم است كه
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٧