عين به غير مالكش داده شده است .
و : حضرات در باب صلح فرمودهاند :
اگر شخصى نزد ديگرى يك درهم و ديگرى پيش وى دو درهم به رسم وديعه نهادند و سپس يكى از سه درهم تلف شد حكم اينستكه به صاحب دو درهم يكى از دو درهم باقىمانده را داده و يك درهم ديگر را بين وى و صاحب يك درهم بالمناصفه تقسيم مىكنند نتيجتا از دو درهم باقىمانده يك درهم و نيم به صاحب دو درهم و نيم درهم به مالك يك درهم داده مىشود با اينكه علم اجمالى داريم كه دفع يكى از اين دو نيم درهم دفع مال به غير مالكش مىباشد .
ز : اگر متبايعان در مبيع يا ثمن با هم اختلاف داشته باشند حكم آنست كه هردو قسم خرده و سپس بيع منفسخ مىشود يعنى مبيع را بمالكش و ثمن را نيز به صاحبش برمىگردانيم و اينحكم در برخى از فروض با علم اجمالى بلكه با علم تفصيلى مخالف است .
شرح مقصود
قوله : كما فى الشبهة الغير المحصورة : يعنى مكلّف تمام اطراف شبهه را مرتكب شود يا مقدارى را كه قطعا مشتمل بر حرام است انجام دهد .
قوله : فى موضع يحكم بتنصيفها : مقصود موضعى است كه هيچيك بيّنه نداشته يا هردو بيّنه داشته و يد هردو خارج يا داخل باشد .
قوله : لو كان لاحد الودعيين : مقصود از « ودعى » در اينجا مودع مىباشد .
قوله : فتلف عند الودعى : مقصود از « ودعى » در اينجا امانتدار مىباشد .
قوله : لو اختلف المتبايعان فى المبيع : اختلاف متبايعان در مبيع به اين نحو است كه بايع مىگويد :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 56
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٦