در مورد تعارض اصلين بشرطيكه مرتبه آنها بملاحظه اتحاد شبهه متّحد باشد تحقيق آنست كه هردو ساقط شده و به اصولى بايد رجوع نمود كه اگر اصلين از معارضين سالم مىبودند به آنها مراجعه نمىشد اعم از آنكه اصل مزبور با متعارضين مجانس بوده يا از غير جنس آنها باشد نظير قاعده طهارت در دو مثال مذكور و شرح بيشتر اينمسئله در باب تعارض استصحابين انشاء ا . . . خواهد آمد .
شرح مقصود
قوله : ربّما يجعل معاضدا الخ :
مقاله مرحوم محقّق بارفروشى در شرح كبير
مرحوم محقّق بارفروشى در شرح كبير فرموده است :
غرض مصنّف از اين عبارت ردّ كسانى است كه گمان كردهاند قاعده طهارت مرجع نبوده بلكه مرجّح اصلى است كه با آن موافق مىباشد لذا اصالة الطهارة در احد المشتبهين بواسطه قاعده مزبور تأييد و تقويت مىشود .
اينقائلين معتقدند كه اصل و قاعده در يك مرتبه واقع بوده لاجرم اصل بكمك قاعده بر اصل جارى در طرف ديگر مقدّم مىشود و لذا در فرضى كه احد المشتبهين ملاقي داشته باشد بملاحظه آنكه اصالة الطهارة در آن بكمك اصالة الطهاره ملاقي تأييد و تقويت مىشود حكم به طهارتش مىكنيم .
مرحوم مصنّف اين اعتقاد را فاسد دانستهاند و تقرير فساد چنين مىباشد :
اصلى كه در ملاقي جارى است در عرض اصل در ملاقا نبوده تا مؤيد و معاضد