شك در اصل تكليف بوجوب اقامه حدّ داريم كه در اينفرض اصالة البرائه بايد جارى نمود همانطوريكه در شرب مشكوك الخمرية كه از مصاديق شبهات بدويّه است اين اصل جارى مىگردد ، بنابراين اصل مذكور بخاطر شك است نه مشكوك ، بلكه بايد گفت :
در مثل اقامه حدّ هيچ احتياجى به اصل مذكور نداريم زيرا از ادلّه استفاده مىشود كه بدون هيچ مجّوز شرعى ايذاء ديگران حرام است .
قوله : بتنجّس ملاقيه : ضمير در « ملاقيه » به احد المشتبهين راجع است .
قوله : بل قولان : مشهور از علماء به طهارت ملاقى شبهه محصوره قائل بوده و در مقابل مرحوم علّامه در منتهى قائل به نجاست آن مىباشد .
قوله : يراد به ما يعمّ الاجتناب عن ملاقيه : يعنى بين وجوب اجتناب از شيى و وجوب اجتناب از ملاقى آن تلازم است .
انتقاد مرحوم بارفروشى
مرحوم بارفروشى در مقام انتقاد بكلام مصنّف عليه الرحمه مىفرمايد :
تعبير مذكور در متن بر مطلوب قائل به نجاست دلالت ندارد زيرا ملاقى با نجس غير از ملاقى با مشتبه به نجس است و حكم به نجاست ملاقى نجس و لو با وسائط كثير را احدى از علماء انكار نكرده است و اساسا اين مورد محل كلام نيست بلكه موضوع بحث ملاقى با مشتبه به نجس مىباشد .
قوله : و لذا استدل السّيّد ابو المكارم الخ :
نقد مرحوم محقّق بارفروشى بر استدلال مرحوم ابن زهره
مرحوم محقّق بارفروشى پس از انتقاد مذكور فرموده است :