تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
مىدانيم توجيه اين خطابات بمكلّفين بدون تقييد به ابتلاء محكوم به تقبيح عرف مىباشد يعنى نه تنها خطاب حس نداشته بلكه قبح نيز دارد . البته ، در جائى كه قبح خطاب تنجيزى مشكوك بوده و منشاء شك احتمال تقييد باشد مرجع اطلاق خطاب بوده و با نفس اين اطلاق مىتوان احتمال تقييد را نفى كرد . قوله : يمكن ان يقال عند الشك فى حسن التكليف الخ :

مقاله مرحوم محقّق بارفروشى در شرح كبير

مرحوم محقّق بارفروشى در شرح كبير مىفرمايد : وجه فرموده مصنّف عليه الرحمه و اجراء اصالة البرائه در موارد مذكور آنست كه : در تكليف تنجيزى ابتلاء شرط است لذا تا ما دامى كه شرط محقّق و ثابت نباشد مقتضاى اصلى عملى نفى تكليف مىباشد زيرا شك در تحقق ابتلاء و عدمش در واقع شك است در تنجّز تكليف و بعبارت ديگر : شك در ابتلاء و عدم آن شك در نفس تكليف مىباشد چه آنكه بيان مصحّح عقاب وارد نشده و در چنين موردى عقل حكم به برائت مىنمايد و اين بيان نظير همان بيانى است كه حضرات فرموده‌اند اگر در اطلاق و مشروط بودن امر شك كنيم مقتضاى اصل عملى اشتراط بوده و نيز در صورت شك در تحقّق شرط تكليف بمشروط منتفى مىباشد . قوله : لكن شك فى تحقّقه : ضمير در « تحققه » به « امر » راجع است . قوله : او كون المتحقّق من افراده : ضمير در « افراده » به « امر معلّق عليه » راجع است .