مورد مصرف وى واقع نشده و اساسا او به آنها دسترسى ندارد .
با توجه به اين مقدّمه مىگوييم :
اگر در شبهه محصوره يكى از طرفين يا اطراف شبهه از محل ابتلاء مكلّف خارج بود چنين علمى منجّز تكليف نبوده و بر شخص وجوب اجتناب از اطراف ديگر شبهه كه مبتلا به او هستند ثابت نيست مثلا اگر مكلّف اجمالا علم داشت باينكه ظرف در خانه او يا ظرف در منزل سلطان نجس است لازم نيست از ظرف در خانه خودش اجتناب نمايد بلكه بنامىگذارد بر اينكه ظرف منزل سلطان نجس است و اساسا بسيارى از موارد شبهه محصوره كه اجتناب از اطرافش واجب نيست را مىتوان با همين بيان توجيه نمود .
قوله : يعدّ خطاب غيره : يعنى غير من يعدّ مبتلى بالواقعة المنهى عنها .
قوله : و لعلّ السرّ فى ذلك : مشار اليه « ذلك » استهجان خطاب غير المبتلى بالواقعة المنهى عنها مىباشد .
قوله : لا يعلم بتنجز التكليف بالاجتناب : زيرا اگر حرام واقعى در طرفى كه مورد ابتلاء نيست باشد تكليف به اجتناب منجّز نخواهد بود .
قوله : فانّ الثوبين لكلّ منهما : كلمه « لكلّ » جار و مجرور بوده و متعلّق است به « استقرّ » و صفت است براى « الثوبين » و ضمير در « منهما » به شخص و غير او راجع است .
قوله : من ضرّاتها : يعنى رقيبهايش .
قوله : فانّ اصالة عدم تطلّق ضرّتها الخ :
مقاله مرحوم محقّق بارفروشى در شرح كبير
مرحوم محقّق بارفروشى در ذيل عبارت مذكور مىفرماين :