اعتماد داشت .
قوله : كيد المسلم : مثلا مالى در دست مسلمانى است كه احتمال مسروق بودنش را مىدهيم حال نفس يد مسلمان بر آن اماره بر حلّيّتش بوده لاجرم جايز است باعتماد يد آن را از وى خريد .
قوله : و السّوق : اموالى كه در بازار مسلمين مورد معامله قرار مىدهند بسا احتمال حرمت آنها داده مىشود مثل پنير مثلا كه ممكنست در آن مايهاش از ميته بوده در نتيجه خوردنش جايز نباشد ولى نفس سوق مسلمين اماره بر حلّيّت آن بوده از اينرو باعتماد همين اماره خريدنش جايز و سپس مىتوان آن را به مصرف رساند .
قوله : اصالة الطّهارة : غالب اشياء و لوازم از قبيل فرش و لباس و ظروف محتمل النجاسة هستند ولى معذلك اجتناب از آنها لازم نيست زيرا اصالة الطّهارة اماره بر پاكى آنها بوده از اينرو باعتماد آن مباشرت با اشياء مزبور بدون اشكال مىباشد .
قوله : و قول المدّعى بلا معارض : اگر شخصى ادّعاء ملكيّت متاعى را نمود و در مقابل معارض نداشت مثلا گفت فلان منزل تعلّق به من دارد مشروط باينكه يد بر آن نداشته باشد چه آنكه در صورت يد اعتماد بر يد بوده نه بر ادّعاى وى و بهرصورت در مورد مزبور چون براى مدّعى معارضى وجود ندارد نفس ادّعايش اماره بر ملكيّت او بوده از اينرو جايز است مال را از وى خريد .
قوله : و الاصول العدميّة الخ : مثلا وارث اگر شك كند در موت مورّث چون اصل عدم موت جارى است تصرّف وارث در مال مورّث جايز نيست تا زمانيكه قطع و علم به موت پيدا كند .
قوله : لقلّتها : يعنى قلّة الموارد .
متن :
قال :
و منها : انّ اجتناب الحرام واجب عقلا و نقلا و لا يتمّ الّا باجتناب ما يحتمل التّحريم ممّا اشتبه حكمه الشرعى و من الافراد الغير الظّاهر الفرديّة .
و ما لا يتمّ الواجب الّا به و كان مقدورا فهو واجب الى غير ذلك من الوجوه و ان
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 528
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢٨